شنبه , 9 اردیبهشت 1396 خورشیدی
پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی شعار تبلیغاتی شرکت شنبه , 9 اردیبهشت 1396 خورشیدی
درباره پروژه

به سایت پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی  و زيست بوم هاي مرتبط با آن خوش آمدید. این پروژه  به صورت رسمي از19 شهريور 1380 در قالب تلاش مشترك  سازمان حفاظت محیط زیست كشور و برنامه توسعه سازمان ملل متحد كار خود را آغاز نموده است.

هدف پروژه

هدف پروژه حفاظت از  يك جمعيت  قابل دوام و پايدار از يوزپلنگ آسيايي در ايران است.براي دستيابي به اين هدف پروژه در سه محور  فعاليت هاي خود را متمركز كرده است. حفاظت، پايش و تحقيقات،آموزش وتنويرافكار عمومي.

تاريخچه پروژه

يوزپلنگ آسيايي که زماني از شبه قاره هند تا افغانستان، ترکمنستان و ايران تا شبه جزيره عربستان و سوريه پراکنده بود، در حال حاضر در فهرست جانوران در آستانه انقراض اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت قرار دارد. آخرين گزارش مستند از يوزپلنگ در هندوستان به سال  1947 برمي گردد از آن زمان به بعد يوزپلنگ  به سرعت از سرتاسر قلمرواش ناپديد گرديد. امروزه ايران آخرين پناهگاه يوزپلنگ آسيايي در دنيا به شمار مي رود.

تا  ابتداي دهه 20 شمسي، جمعيت يوزپلنگ در حدود 400 قلاده بود که  تقريبا در تمام مناطق استپي و بياباني نيمه شرقي کشور و بخشهايي از نواحي غربي کشور نزديک مرزعراق ديده   مي شد. پس از جنگ جهاني دوم به علت ورود خودروهاي “جيپ” به ايران و سهولت دسترسي شكارچيان به زيستگاه هاي يوز و شكار طعمه هاي يوز جمعيت يوز كاهش يافت.  در اواسط دهه 1350، جمعيت يوزپلنگ در ايران 300-200 قلاده تخمين زده مي شد.

 جمعيت حيات وحش در مناطقي چون خوش ييلاق و مياندشت و توران بدليل وجود دام فراواني كه از اين مناطق بهره مند ميگرديدند به سرعت رو به كاهش گذاشت، طعمه ها و يوز در اثر شكار فراوان و دام مازاد بر ظرفيت و غيرقابل كنترل، يا شكار شده و يا از اين مناطق به ساير مناطق گريخته و ديگر بازنگشتند. منطقه حفاظت شده خوش ييلاق که زماني يكي از مناسب ترين زيستگاه هاي يوزپلنگ در آسيا بود تقريبا از بين رفت و براي آخرين بار در سال 1362 يوزپلنگ در آن ديده شد. يوزپلنگ از بسياري از مناطق زيست خود ناپديد شد و محدوده پراکنش آن به بعضي مناطق دور دست که در آنجا طعمه کافي و امنيت نسبي وجود داشت محدود شد.

در اوايل دهه 1360 عدم مشاهده يوز به نحوي كاهش يافت كه تمامي كارشناسان ومسئولين را به فكر نجات اين گونه انداخته و طرح حفاظت از گونه هاي در خطر انقراض در سازمان حفاظت محيط زيست مطرح و يوز بعنوان اصلي ترين آنها مورد توجه و بررسي قرار گرفت. با آغاز اين طرح جمع آوري اطلاعات اوليه درباره يوز از سراسر كشور آغاز گرديد و اين اقدامات با شدت و ضعف متفاوتي طي يك دهه صورت گرفت ولي چندان موفقيتي از اين اقدامات حاصل نگرديده و هيچگونه تغيير و تحولي در جهت حفاظت از يوز در زيستگاههاي شناخته شده اين گونه در كشور حادث نگرديد.

در اواخر دهه 1360 و با مشاهده يوز در منطقه نايبندان طبس انجام بررسي ها در اين منطقه از كشور توسط اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان بزرگ بطور مقدماتي آغاز و در اوايل دهه 1370 اين اقدامات بطور كاملاً جدي مورد تعقيب و بررسي قرار گرفت و سرانجام به مطرح شدن پروژه بين المللي حفاظت از يوزپلنگ آسيايي در سال 1375 انجاميد كه با همکاري سازمان حفاظت محيط زيست و اداره كل حفاظت محيط زيست خراسان (بزرگ) بالاخره مرحله اول طراحي اين پروژه در سال 1377 با اعتباري بالغ بر 25 هزار دلار در سطح كشور به مرحله اجرا در آمد كه نتيجه آن تدوين “پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي” با اعتباري بالغ بر 725 هزار دلار از سوي GEF و معادل آن توسط سازمان حفاظت محيط زيست در شهريور ماه 1380 گرديد.

كليه اقدامات مندرج در سند پروژه به دقت و با جديت كامل و با همكاري سازمان ملل و بازديدهاي صحرايي متعدد مقامات مختلف اين سازمان از زيستگاههاي 5 گانه منتخب يوز آغاز گرديد. اين زيستگاه ها عبارت بودند از پارك ملي كوير، پناهگاه هاي حيات وحش ناي بندان و دره انجير، منطقه حفاظت شده بافق و ذخيره گاه زيستكره توران. كليه اقدامات حفاظتي پيش بيني شده در سند پروژه آغاز گرديد و امور حفاظتي زيستگاهها به شدت تقويت و نظارت گرديد و امور مطالعاتي و بررسيهاي زيستگاهي نيز با همكاري تنگاتنگ مشاورين بين المللي مختلف نهادهايي از قبيل IUCN, CCF و WCS بصورت مستمر به انجام مي رسيد.

با همکاري دفتر کمکهاي کوچک ملل متحد SGP، فعاليتهاي آموزشي به منظور شناساندن يوز به جوامع محلي و با بهره مندي از خدمات ساير تشکلهاي غيردولتي در روستاها و شهرهاي حوالي زيستگاههاي منتخب توسط نيروهاي جوان و علاقمند به طبيعت و حيات وحش از انجمن هاي يوزپلنگ ايراني، طرح سرزمين، بوم پژوهان و محيط بان مجدانه پيگيري و اقدامات مؤثري در افزايش آگاهي جوامع محلي انجام گرفته است.

بديهي است با توجه به روند كاهش جمعيت اكثر گونه هاي حيات وحش كشور در اکثر مناطق تحت مديريت سازمان که همه ساله در اثر عوامل متعدد مشاهده مي گردد، خوشبختانه اين روند كاهش جمعيت در بيشتر زيستگاههاي منتخب يوز وجود نداشته است. به علاوه، با استناد به بررسي هاي صورت گرفته، حداقل 70 تا 100 قلاده يوز در كشور وجود دارد و اين نشان از وجود طعمه و امنيت دارد كه خود مي تواند جاي اميدواري براي ادامه فعاليتها تا مرحله افزايش و صعود بيشتر جمعيت يوز و طعمه هايش باشد.

تا پيش از آغاز اين پروژه، اطلاعات درخصوص وضعيت و اکولوژي يوزپلنگ آسيايي بسيار اندک بوده و بيشتر اقدامات حفاظتي بر پايه الگوهاي آفريقايي انجام مي گرفت. داده هاي مستند در زمينه اين گونه در کشور وجود نداشت و اين پيامدي منفي بر مديريت گونه و زيستگاه آن داشت. تصور بر اين بود که تنها چند قلاده يوزپلنگ در تعدادي از مناطق اطراف کوير مرکزي ايران زيست مي نمايند که بيشتر آنها حتي فاقد حداقل محيط بان و تجهيزات ضروري براي حفاظت بودند. به علاوه، فقدان اطلاعات چالش مهمي براي آماده سازي اطلاعات پايه پروژه جهت انجام پايش و ارزيابي فعاليتها و دستاوردها حين و پايان پروژه بود. بيشتر کارشناسان کشور اميدي به بقاي يوزپلنگ در کشور نداشتند.

يوزپلنگ در ميان جوامع محلي شناخته شده نبوده و بيشتر دامداران و چوپانان اين جانور را با ساير گوشتخواران بزرگ جثه (مانند پلنگ، گرگ، کفتار و غيره) که معمولا به دامهاي اهلي حمله مي کنند، اشتباه مي گرفتند. از اين رو، هر سال حداقل 5/1 يوزپلنگ به دليل عوامل انساني، بخصوص مردم بومي غيرمطلع که اين جانور را خطري براي خود و دامهايشان       مي پنداشتند، از پا در مي آمد.

پروژه يوزپلنگ آسيايي مسيري سخت پيش روي خود داشت. تلاشهاي فراواني براي جلب نظر و حمايت نهادها و مقامات بين المللي و ملي و دست اندرکاران محلي به لزوم حفاظت از اين گونه صورت گرفت. همچنين، پروژه در اقدامي ضروري به سرعت نسبت به ارتقاي حفاظت زيستگاه هاي منتخب اقدام نمود و با بکارگيري بيش از 32 نيروي ديگر به عنوان محيط بانان مناطق، آموزش آنها و تجهيز محيط باني ها و ارتقاي سطح قانوني اكثر زيستگاههاي منتخب يوز، امنيت نسبي را به اين زيستگاه ها بازگرداند. همچنين تلاش نمود تا ساير زيستگاه هايي که احتمال حضور يوز در آنها مي رفت را موردبررسي و ارتقاي سطح حفاظت دهد تا بتواند روند رو به رشد تخريب اين زيستگاه ها را متوقف نمايد و در همين راستا تعداد زيستگاههاي قطعي يوز از 5 زيستگاه به 14 زيستگاه افزايش يافته است، همکاري بين سازماني با ساير نهادهاي دولتي نيز نقش مؤثري در جلوگيري از توسعه روزافزون صنايع و معادن در داخل زيستگاه هاي يوزپلنگ نمود. چراي بي رويه که يکي از مهمترين معضلات زيستگاه هاست، تاحد زيادي کنترل شده و همچنان تلاش براي حل اين مشکل در اکثر زيستگاه ها درحال جريان مي باشد.

به دليل فقدان اطلاعات موردنياز، توجه ويژه اي به مطالعات ميداني در زمينه يوزپلنگ و زيست بوم هاي مرتبط با آن صورت گرفت. بکارگيري مستمر و گسترده دوربين هاي تله اي، انجام مطالعات زيستگاهي و رژيم غذايي، راديوتله متري و غيره کمک مؤثري به کسب داده هاي بوم شناختي در زمينه يوزپلنگ نمود.

در زمينه ارتقاي دانش عمومي، رسانه هاي گروهي همکاري زيادي با پروژه داشتند، بطوريکه هر ماه گزارشها و اخباري از يوزپلنگ در کشور منتشر مي گرديد. با همکاري تشکلهاي غيردولتي و دفتر کمکهاي کوچک ملل متحد (SGP) برنامه هاي آموزشي منظم و مستمري در ميان جوامع محلي اطراف زيستگاه هاي يوز و شهرهاي بزرگ اجرا گرديد تا دانش مردم محلي نسبت به يوزپلنگ و اکوسيستم ان ارتقا يابد. براساس همين اقدامات آموزشي، امروزه گامهاي ابتدايي براي راه اندازي مديريت مشارکتي براي تضمين بقاي يوزپلنگ در داخل زيستگاه ها برداشته شده و درحال ادامه مي باشد.

درحال حاضر، اطلاعات مستند بيشتري نسبت به آغاز پروژه در زمينه يوزپلنگ آسيايي در دسترس است که خود مي تواند طرح هاي مديريت و برنامه هاي عمل اين گونه را ارتقاء بخشد. گستره قطعي زيست يوزپلنگ بيش از%40 از حيث وسعت افزايش يافته و درحال حاضر بيش از %40 وسعت مناطق تحت حفاظت سازمان را تحت پوشش خود دارد. جمعيت يوزپلنگ که تا پيش از شروع پروژه به زحمت 60 قلاده برآورد گرديده بود، امروزه اگر در بدبينانه ترين حالت افزايش نيافته باشد، برخلاف بيشتر پستانداران ايران که طي دهه گذشته به شدت کاهش جمعيت داشته اند، کاهش نيافته است. طرح هاي صنعتي بشدت در داخل زيستگاه هاي يوزپلنگ تحت کنترل درآمده و اقدامات مؤثري براي کنترل چراي بي رويه صورت گرفته است. بخش عمده اي از مردم ايران، بخصوص در سطح جوامع محلي با يوزپلنگ آشنا بوده و ميزان تلفات ساليانه آن از 5/1 به 5/0 يوزپلنگ در سال کاهش يافته است. البته به رغم وجود دستاوردهاي فوق در زمينه هاي حفاظتي، پژوهشي و آموزشي، پروژه توفيق چنداني در زمينه جلب مشارکت مردم براي مديريت زيستگاه ها نداشته که ضروري است در ادامه توجه ويژه اي به آن شود. درحال حاضر، بيشتر کارشناسان ايراني نسبت به بقاي بلندمدت يوزپلنگ در ايران خوشبين هستند.

پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي ازلحاظ حجم عمليات انجام گرفته و دستاوردهاي آن، در بيشتر زمينه ها عملکرد خوبي داشته و به موفقيتهاي زيادي نيز نائل گرديده است. ليکن، هنوز تلاشهايي براي حفظ ثبات جمعيت يوزپلنگ در کشور و تضمين بقاي بلندمدت آن نياز است. متخصصين بين المللي از اتحاديه جهاني حفاظت  (IUCN) به ايران آمدند تا عملکرد و دستاوردهاي اين پروژه را ارزيابي کنند و با يک جمله، نتيجه نهايي ارزيابي خود را اعلام نمودند:

“پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي نه تنها اثر چشمگيري در حفاظت از يوزپلنگ آسيايي در ايران داشته، بلکه مي تواند به عنوان  مدلي از يک پروژه حفاظتي موفق نه فقط در ايران، بلکه فراتر از مرزهاي کشور در سطح خاورميانه مطرح باشد.”

درحال حاضر اين پروژه با هدف تضمين بقاي يوزپلنگ آسيايي در آخرين پناهگاه آن در قاره کهن تلاش مي كند.

همكاران ما

در پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي و زيست بوم هاي مرتبط  با آن حاميان ملي و بين المللي مختلفي براي حفاظت از اين گونه در حال انقراض مشاركت نموده اند. از جمله اين حاميان مي توان به سازمان حفاظت محيط زيست، برنامه توسعه سازمان ملل متحد، حيات وحش ميراث پارسيان، انجمن حفاظت از حيات وحش، برنامه كمك هاي كوچك صندوق محيط زيست جهاني، موسسه پانترا، صندوق حفاظت از يوزپلنگ، گروه تخصصي گربه سانان، انجمن يوزپلنگ ايراني، بيمه .دانا، انجمن طرح سرزمين، فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران اشاره كرد.